الوقت- زمان، پیامدهای کامل تفاهمنامه ایران و آمریکا را آشکار خواهد کرد. مسئله اصلی همچنان روند مذاکرات شصت روزه با هدف دستیابی به توافق در مورد پرونده هستهای است. با این حال، در ارزیابی اولیه از آنچه اتفاق افتاد، ترامپ چیزی بیش از بازگشایی تنگه هرمز به دست نیاورد.
خواستههای او قبل از جنگ شامل سرنگونی نظام، حذف اورانیوم غنیشده با غلظت بالا، توقف کامل برنامه صلح آمیز غنیسازی اورانیوم در داخل ایران و برچیدن برنامه موشکی ایران بود. اما اکنون در توافق اولیه هیچ یک از این خواستهها برآورده نمیشود و حتی آمریکا صراحتاً متعهد میشود که در راستای ترک تخاصم در همه جبههها، مانع از ادامه تجاوزات رژیم صهیونیستی علیه لبنان شود که این امر از دیدگاه کارشناسان به نوعی مهر تأیید واشنگتن بر نفوذ منطقهای تهران است.
این یک بحران بزرگ برای رژیم صهیونیستی است که در نبرد وجودی برای ایجاد تغییرات کلان در نظم امنیتی منطقه پس از هفت اکتبر (طوفان الاقصی) و تحمیل اراده خود بر منطقه، اکنون خود را شکست خورده اصلی معادلات میبیند و در این رژیم نتانیاهو به طور مضاعف بازنده اصلی توافق تلقی میشود.
بنابراین اکنون مسئله حول دو محاسبه متضاد ترامپ و نتانیاهو میچرخد. اولی میخواهد جنگ را پایان دهد تا شانس خود را در انتخابات میاندورهای تضمین کند. دومی میخواهد جنگ را ادامه دهد بقای صندلی خود به عنوان نخستوزیر را تضمین کند.
محاسبات نتانیاهو
او با محاسباتی بسیار پیچیده روبهراست، بهویژه در آستانه انتخابات، توقف کامل جنگ اصلاً به سودش نیست. نتانیاهو، توافق ایران و آمریکا را مقدمهای برای شکست حتمی در انتخابات آینده میداند.
اگر ارتش صهیونیستی مجبور به توقف جنگ و عقبنشینی از لبنان شود بنابراین ایران موفق شده مسئله لبنان را کاملاً به خود گره زده و در داخل لبنان نیز حزبالله پیروز جنگ تلقی خواهد شد. در حالی که آمریکا تلاش میکند از طریق پیگیری روند مذاکرات واشنگتن میان نمایندگان بیروت و تلآویو، مسیر سیاسی خلع سلاح حزبالله را پیش ببرد اما توقف جنگ در تعارض با این هدف به تضعیف موقعیت دولت لبنان و متقابلاَ تقویت جایگاه و دستاوردهای مقاومت در صحنه معادلات داخلی این کشور منجر میشود و همین امر زمینه را فراهم میکند تا حزبالله با حمایت افکار عمومی بتواند دولت سازشکار جوزف عون-نواف سلام را برای خروج از روند مذاکرات مستقیم ذلتبار با رژیم (که هدف آن بیدفاع کردن لبنان در برابر دشمن است) تحت فشار قرار دهد. حزبالله استدلال خواهد کرد که تمام گزینههای دولت بینتیجه بوده است و این سلاح مقاومت و پشتیبانی محور مقاومت بوده که توانسته تمامیت ارضی و حاکمیت لبنان را در برابر اشغالگری رژیم تضمین کند.
این یعنی اینکه لبنان تحت پوشش دو چتر حمایتی با هدف محافظت از تمامیت ارضی کشور، تضمین خروج اسرائیل و بازسازی و بازگشت آوارگان به سرزمینهایشان قرار خواهد داشت: اولی، چتر داخلی سلاح مقاومت و دومی چتر منطقهای حمایت جمهوری اسلامی که حتی در ادامه روند بازآرایی نظم امنیتی منطقه میتواند با همکاری و تعامل سازنده با دیگر طرفهای منطقهای، مانند عربستان سعودی، پاکستان و مصر نیز همراه شود.
امتناع از آتشبس با اهرم سیاسی تام باراک
بر همین اساس نتانیاهو به هر شکل ممکن بر ادامه عملیات نظامی در خاک لبنان پافشاری میکند و حتی احتمالاً برای جلوگیری از تشدید رویارویی با ترامپ مسئله خروج از جنوب لبنان را به خلع سلاح حزبالله گره بزند. او مطمئناً نمیخواهد هرگونه عقبنشینی از لبنان تحت شرایط توافق ایران و آمریکا صورت بگیرد و به دنبال منوط کردن این اقدام به تکمیل روند مذاکرات با دولت لبنان و تحمیل شرایط مشترک با آمریکا در مورد برچیدن سلاح حزبالله و عقبنشینی جنگجویان آن از جنوب رودخانه لیتانی است.
در این مسیر نتانیاهو میکوشد خود را نه در تقابل با سیاست آمریکا در لبنان و منطقه بلکه هم جهت با آن نشان دهد. رویکرد تام باراک برای ارائه یک استراتژی سیاسی جدید که تلاش میکند دیدگاه خود را در مورد وضعیت لبنان با دیدگاه وسیعترش در مورد منطقه، از ترکیه تا سوریه و عراق، پیوند دهد، همان چیزی است که نتانیاهو به آن دلبسته است. این استراتژی در لبنان بر ترغیب حزبالله به پذیرش خلع سلاح در ازای حفظ موجودیت و پذیرش نقش سیاسی از سوی واشنگتن متمرکز است. باراک به دنبال آن است که از یک تغییر رویکرد در سیاست پیشین آمریکا در قبال تحولات لبنان، مبنی بر انحلال حزبالله و تمام نهادهای سیاسی، اجتماعی و مالی آن، دم بزند که متناسب با تغییر فضای موازنه قوای در منطقه در نتیجه توافق آمریکا و ایران طراحی شده است.
اما فارغ از نتیجه عبث چنین سیاستی- زیرا قطعاً حزبالله آن را نخواهد پذیرفت- این یک روند طولانی و فرسایشی خواهد بود که در راستای خواست نتانیاهو است زیرا مانع از تحقق یکی از اصلیترین شروط ایران در توافق اولیه با آمریکا میشود.
در نهایت باید گفت همه نشانهها حاکی از آن است که نتانیاهو مصمم است عملیات نظامی را ادامه دهد و به رودخانه زهرانی یا حداقل به نبطیه و صور برسد. در این میان تحلیلگران داخلی در رژیم اعتراف میکنند که حتی اگر ترامپ نتانیاهو را مجبور به کاهش تنش و توقف حملاتش به لبنان تا زمان رسیدن به توافق نهایی با ایران کند نیز به احتمال زیاد نتانیاهو سپس به تدریج عملیات را از سر خواهد گرفت.
